سايت تفريحي سرگرمي خبري خودرو دانلود خبر پرداز : نقل قول تكان دهنده پناهيان از آيت الله بهجت
چهارشنبه، 22 آبان 1392 - 03:03 کد خبر:21248
 
حجت الاسلام عليرضا پناهيان شب گذشته در دانشگاه امام صادق(ع) با بيان اينكه آيت الله بهجت سخني گفته‌اند كه من وحشت مي‌كنم كه آنرا جدي بگيرم و ان شاءالله براي موعظه ما گفته‌اند. ايشان مي‌فرمايند: «همه ما شمر بالقوه‌ايم»، گفت: دفاع مقدس كاري كرد كه نوري كه در وجود خيلي‌ها بود تجلي كرد. در سختي هاست كه تجلي‌هاي خوب از آدم‌هاي خوب ظاهر شود.

به گزارش پيشرفت پرس به نقل از مهر، حجت الاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان شب گذشته در مراسم عزاداري امام حسين(ع) كه در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد به ارائه سخن پرداخت كه متن اين سخنراني از نظر شما مي گذرد.

 

در برخي از اين مباحثي كه خدمت شما عرض مي‌كنيم، گاهي ممكن است به ظاهر تلخي‌هايي ديده شود. اينها ناشي از حكايت واقعيت‌هاست. در دنيا واقعياتي وجود دارد. خيلي‌ها بنا ندارند اين تلخي‌ها را به صراحت به زبان بياورند. من دأبم اين نيست كه از واقعياتي كه ما را احاطه كرده است حرفي نزنم كه مبادا كسي  از دين زده شوند. دين هيچ تلخي‌اي ندارد. اين خلقت خداوند است كه تلخي‌هايي دارد. كه خداوند در قرآن كريم صراحتا مي‌فرمايد: لَقَد�' خَلَق�'نَا ال�'إِن�'سانَ في‏ كَبَدٍ(البلد/ آيه ۴) امتحان هم چيزي از اين قبيل است. مقدرات الهي از اين قبيل است. تلخي‌ها و شيريني‌هايي دارد.

 

اگر در قرآن كريم دقت كنيد اتفاقا اصل هم با تلخي‌هاست: سَيَج�'عَلُ الل�'َهُ بَع�'دَ عُس�'رٍ يُس�'راً (طلاق/ آيه ۷)، فَإِن�'َ مَعَ ال�'عُس�'رِ يُس�'راً(الشرح/ آيه ۵) اصل بر سختي است. كنارش آسودگي هم هست. عبارت‌هاي قرآن كريم در اين باره بسيار روشن اند. نمونه‌هايي از روايات را هم شب‌هاي گذشته برايتان ذكر كردم. مثلا نامه سي و يك نهج  البلاغه كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) به جوان خود مي‌گويد: إِلَى ال�'وَلَدِ ال�'مُؤَم�'ِلِ مَا لَا يُد�'رِكُ الس�'َالِكِ سَبِيلَ مَن�' قَد�' هَلَكَ غَرَضِ ال�'أَس�'قَامِ وَ رَهِينَةِ ال�'أَي�'َامِ وَ رَمِي�'َةِ ال�'مَصَائِبِ وَ عَب�'دِ الد�'ُن�'يَا وَ تَاجِرِ ال�'غُرُورِ وَ غَرِيمِ ال�'مَنَايَا وَ أَسِيرِ ال�'مَو�'تِ وَ حَلِيفِ ال�'هُمُومِ وَ قَرِينِ ال�'أَح�'زَانِ وَ رَصِيدِ ال�'آفَاتِ وَ صَرِيعِ الش�'َهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ ال�'أَم�'وَات. تا چهارده خصلت براي جوان ذكر مي‌كند كه غالبشان منفي هستند. اولينش اين است به جواني نامه مي‌نويسم كه به آرزوهايش نخواهد رسيد. اسير ايام است زمين خورده شهوات است. سيبل تيرها و بالاهاست. اميرالمؤمنين(ع) نمي‌آيند براي جذب جوان دروغ بگويند. دنيا اين گونه است. دنيا جاي رسيدن به آرزوها نيست دنيا جاي پس دادن امتحان‌هاست.

 

برخي از دوستان ممكن است كه گله بكنند يا سؤال كنند كه چرا در گفتن حقايق ديني يك زبان تلخي را انتخاب كرده‌اي؟ اينها حقايق دنياست نه دين! دين مي‌گويد دستت را به من بده تا تو را از تخلي‌ها خلاص كنم تخلي‌هايت را مثمر ثمر كنم. البته برخي خيال مي‌كنند اگر دين داري بكنند و نماز بخوانند. ديگر از تلخي‌ها و رنج‌ها كلا خلاص مي‌شوند. نه، حالا كه نماز خوان شدي مشكلات را تحمل مي‌كني و نور مي‌گيري اگر نماز خوان نبودي مشكلات را كه تحمل مي‌كردي و هيچي هم گيرت نمي‌آمد چه بسا جهنم هم مي‌رفتي!

 

تا مي‌آئيم از تلخي‌هاي حيات صحبت مي‌كنيم؛ مي‌گويد: از رحمت خدا هم صحبت كن! اين تلخيها اتفاقا از رحمت خداست. بگو از آسودگي‌ها هم صحبت كن. كمي تلخ زباني مرا تحمل كنيد. براي آن‌هايي كه اين تلخ زباني مرا تحمل نمي كنند. خوششان نمي‌آيد. يك روايت تقديم مي‌كنم، ان شاء الله جوان‌هاي ما مرد راه‌اند و از سختي نمي‌هراسند. اصلا انسان ارزشش به رنج‌هاي مفيد و سازنده‌است نه رنج هاي بي خود و بي فايده.

 

نامه سي و يكم نهج البلاغه سند آموزش و تربيت است. اگر كسي روايت ديگري را در اين زمينه آورد كه مغاير اين نامه شريف بود به احتمال زياد بايد آن روايت را كنار گذاشت. در موعظه اخلاقي و آموزش تربيت فرزند اولين سند اسلام است. همين نامه است. تدبير و حكمت اميرالمؤمنين(ع) در اين نامه آمده است. ولي در كنارش اين روايت را هم تقديم كنم: در تحف العقول ص ۵۹ پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: سيكون بعدي أقوام لا يستقيم لهم الملك إلا بالقتل و التجبر و لا يستقيم لهم الغنى إلا بالبخل و لا تستقيم لهم المحبة في الناس إلا باتباع الهوى و التيسير في الدين ألا فمن أدرك. بعد از من قومي مي‌آيند كه ملكشان قوام پيدا نمي‌كند مگر به قتل و ظلم، غني نمي‌شوند مگر به بخل.

 

اگر دنيا را نگاه كنيد دنيا سرشار از اين اقوام است كه پيامبر(ص) اعلام كردند. حكومت‌هاي غربي را مي‌بينيد، دائم زورگويي مي‌كنند. مي‌گويند اين انرژي را كه ما داريم شما نبايد داشته باشيد اگر داشته باشيد شما را مي‌كشيم. اين تكفيري‌ها را مي‌فرستند آنجا كه سر ببرند تا منافع اين ها تامين شود. دموكراسي غرب با تكيه بر خون‌هاي ريخته شده مظلومان دنيا صد سال است كه سرپاست. در ادامه روايت مي‌فرمايد: شما خواهيد ديد اين‌ها وقتي مي‌خواهند بين مردم محبت پيدا كنند از هواي نفس مردم تبعيت مي‌كنند. يك مسئولي كه بيايد براي كسب محبوبيت تبعيت كند از هواي مردم، مي‌آيد از قليان كشيدن صحبت مي‌كند. اينها را پيش بيني مي‌فرمايند. راه ديگر كسب محبوبيت براي آن‌ها، از راه تيسير در دين است. دين را آسان جلوه مي‌دهند تا محبوب شوند. شما هم مي‌خواهيد من اينگونه باشم!

 

سخن تلخ نگويم، از حقايق ديني، از آياتي كه ممكن است براي مردم سخت باشد و تلخ باشد. صحبت نكنم تا بين مردم محبوبيت پيدا بكنم!؟ البته معلوم است كه نبايد اخلاقمان هم طوري بد باشد كه مردم از ما در بروند. يك مروري كنيم كه توجه به امتحان چه فوايدي دارد، تا امشب يك معناي ديگري از امتحان را هم ارائه دهم. يكي از فوايد اين بود كه توجه به امتحان براي روحيه آدم خيلي خوب است. دچار ترس‌هاي بيجا، اضطراب‌هاي بيجا، كينه هاي بيجا نمي‌شوي. فوق العاده آرامش مي‌دهد. هر كس از امتحان مي‌ترسد. به  سفارش حضرت اميرالمومنين عليه السلام عمل كند.مي‌فرمايد: از هر چيزي مي ترسي با كله برو داخلش!عيبي ندارد وارد اين نگراني بشو به آرامشي مي‌رسي. ديگر فوايد توجه به امتحان اين است كه، ارتباط با خدا را درست مي‌كند تكبر را از بين مي‌برد انسان يك مقدار ترسان به درگاه خدا مي‌شود. بعد از اين ترس محبت پيدا مي‌كند. وابستگي و اتكاي به خدا پيدا مي‌كند.

 

آثار فكريش چيست؟ بدون دليل فضاي تربيت ديني را ضعيف قلمداد نمي كند فضاي سياسي را ضعيف تلقي نمي كند. بدون دليل فضاي تبليغ دين را ضعيف تلقي نمي‌كند. دوستان من آن طور كه غربي‌ها با تبلغات مي‌توانند انسان‌ها را مسخ كنند و جذب كنند. در دستگاه اسلام اگر خيلي هم تبليغاتشان خوب باشد و هنر هم داشته باشند. نمي‌توانند مردم را به نفع خدا مسخ كنند. چون اصلا مسخ كردن در اسلام قبول نيست. وَ إِن�' كانَ كَبُرَ عَلَي�'كَ إِع�'راضُهُم�' فَإِنِ اس�'تَطَع�'تَ أَن�' تَب�'تَغِيَ نَفَقاً فِي ال�'أَر�'ضِ أَو�' سُل�'َماً فِي الس�'َماءِ فَتَأ�'تِيَهُم�' بِآيَةٍ وَ لَو�' شاءَ الل�'َهُ لَجَمَعَهُم�' عَلَى ال�'هُدى‏ فَلا تَكُونَن�'َ مِنَ ال�'جاهِلينَ (الانعام/ آيه ۳۵)

 

گر چه اعراض آنان بر تو خيلى گران مى‏آيد، و ليكن تو چه مى‏توانى كرد؟ آيا مى‏توانى زمين را سوراخ كرده و يا نردبانى بر آسمان گذاشته از آسمان و يا از شكم زمين آيه‏اى برايشان بياورى؟ (حاشا) خدا است كه اگر بخواهد همه آنان را بر هدايت مجتمع مى‏سازد، پس زنهار كه از جاهلان نباش. خطاب آخر آيه خيلي سهمگين است. مي‌شود حقيقت را خداوند طوري نشان بدهد كه همه مات و مبهوت بمانند. اما اين كار را نمي‌كند.

 

پيامبر(ص) در يكي از مسير‌هاي جنگ شترشان را گم كرده بودند. مي‌فرمودند: شتر من كجاست؟ منافقين گفتند: آدرس شترش را بلد نيست. آن وقت آدرس دنيا و آخرت را به ما مي‌دهد. همين كارها را  مي‌كردند كه برخي پرو مي‌شدند. ما تبليغات ديني كه شما را تسخير بكند قبول نداريم. منتظر همچين چيزي نباشيد. البته بماند كه الان يك تبليغات ديني كه حقايقي را هم برساند نداريم! در تبليغ شوق و خوف توامان بايد باشد. آقا مردم را بترسانيم كه دورمان خلوت مي‌شود! مبلغي كه فقط دارد جذب مي‌كند غش در معامله مي‌كند. امام(ع) مي فرمايد كه فقيه كسي است كه به همان اندازه كه شوق ايجاد مي كند خوف هم ايجاد كند. اگر تو در امتحان غرق شوي و بفهمي ديگر نمي‌گويي تبليغات ديني ضعيف است. خداوند مي‌خواهد كه جاي دبه كردن را باز بگذارد.

 

من به تريبت ديني كه امروز هست اعتراض دارم. چرا در اين تريبت وجه رحماني دين دارد گفته مي‌شود ولي وجه خوف پنهان مي‌شود. نظام تربيتي درست آن نيست كه تمام محصولاتش درست بيايند بيرون خط توليد ماشين كه نيست فرق مي‌كند يك دانه ماشين خارج از استاندارد باشد مي‌گويد. خط توليدتان خراب است اما دستگاه تربيت درست دستگاهي است كه هم مالك اشتر درست كند هم شمر ذي الجوشن. كساني كه خود را روشنفكر مي‌دانند و مدعي هستند كه وحي به پيامبر نازل نشده است و پيامبر از جانب خويش گفته. از كساني هستند كه از مذهبي‌ترين مدارس تهران درآمدند. به اين راحتي نمي‌توان گفت كه سيستم آن مدرسه مشكل داشته است.

 

نگاه امتحاني در تحليل تبليغات ديني مؤثر است. در تحليل نظام تربيتي درست اين بحث مؤثر است. ديگر كسي نمي تواند عوامانه تحليل كند. صرف وجود جاذبه نشانه تبليغ خوب نيست. كسي خيلي مردم را جذب كرده شايد خيلي از هواي نفس مردم تبعيت كرده باشد. كسي خيلي مردم را دفع كرده شايد زبانش بد بوده شايد هم درست گفته است. نگاه امتحاني در عرصه سياست هم همين طور ديگر به اين سادگي‌ها به تو اجازه نمي‌دهد تحليل بكني. شما حق نداري به اين راحتي برگردي براي گذشته‌ات حسرت بخوري اگر رنج داري مي‌كشي شايد كارت را درست انجام داده  باشي كه داري رنج مي كشي. شايد اگر كارت را غلط انجام داده بودي رنج هم نمي‌كشيدي. پس اثر فكري توجه به امتحان اين باشد كه كمي از قضاوت‌هاي سطحي خودداري كنيم و به خود اجازه ندهيم كه عوامانه صحبت كنيم.

 

كسي مي‌آيد. مي‌گويد نتيجه آن كشتار هايي كه اميرالمؤمنين(ع) انجام داد در كربلا خودش را نشان داد! چرا تحليل عوامانه مي‌كني. قلم دست عوام بيافتد همين مي‌شود ديگر. در قانون گذاري و جلوگيري و ايجاد نظم و در تربيت فززند و درسياست گذاري براي اينكه دچار تحليل عوامانه و سطحي نشويم به نگاه به امتحان الهي نيازمنديم. دستگاه امتحان حاكم  بر مقدرات بشر است حتي اعمال اختياري شما هم اگر بخواهد اثرش بر شما مترتب شود. بايد از دستگاه امتحان بگذرد. خداوند مي‌فرمايد به برخي از افراد زيرك كه اتفاقا تدبير درست مالي هم دارد. چيزي نمي‌دهيم و در مقابل چشمان او به يك فرد احمق كه تدبيري هم ندارد مال فراوان مي‌دهيم تا بداند كه همه چيز دست ماست.

 

ديروز گفتيم كه هدف امتحان اين است كه شرايطي را ايجاد كند كه ما انتخاب كنيم. انسان انسان شده است كه بتواند معصيت كند بتواند ثواب كند تا بتواند انتخاب بكند امتحان صحنه‌اي را مي سازد كه بتواني انتخابي كني. شما اگر بخواهي انتخاب ارزشمند بكني يقينا با رنج همراه خواهد بود. چون بايد روي يك علاقه پا بگذاري. ولي فايده امتحان فقط اين نيست. وجه ديگري هم دارد: خدا با امتحان صحنه‌اي را براي شما پيش مي‌آورد تا خوبي‌ها و ما في الضميرت بيرون بريزد!

 

اين را بگويم زياد هم با استخاره از امتحان در نرويد! استخاره فوق العاده است من اعتقاد راسخ به استخاره دارم اما  استخاره صحنه امتحان را به هم نمي‌زند استخاره مي كند براي ازدواج، خوب مي‌آيد ازدواج مي‌كند و زن آنقدر بد اخلاق است كه پدرش مي‌آيد. اخر استخاره خوب درآمد. بله خوب براي تو به نفع تو بودن است؛ نفع تو در اين امتحان بوده است.با استخاره از انتخاب خوب در نرو استخاره امتحان را حذف نمي‌كند چه بسا تسهيل كند. كسي كه خوب است كه معلوم است اگر سر دو راهي قرار بگيريد كدام راه را انتخاب مي‌كند. خوب ديگر چرا امتحان؟ خدا اين را مي‌داند اما ميدان را ايجاد مي‌كند كه اين خوبي‌ها بروز كند. تجلي كند. اين يك منظور از امتحان.

 

يك منظور ديگر امتحان يك بعد ديگر امتحان اين است كه آدم‎‌هاي بد هم آن چه دارند بروز دهند. خداوند به كافران فرصت مي‌دهند كه آنچه كه در ضميرشان دارند بيرون بريزند. هرچه دارند بيرون بريزند. خداوند در قران كريم درباره كافراني كه ايمان نمي‌آورند. همين مطلب را مي‌فرمايد.

 

دفاع مقدس كاري كرد كه نوري كه در وجود خيلي‌ها بود تجلي كرد. در سختي هاست كه تجلي‌هاي خوب از آدم‌هاي خوب ظاهر شود. خوب چه لزومي دارد كه ظاهر شود؟ چون اگر ظاهر شود رشد پيدا مي‌كند و تقويت مي‌شود. اگر نيت‌هاي خوبي داشته باشي خدا امتحانت مي‌كند تا اين نيت‌ها بروز پيدا كند. معمولا اين امتحان‌ها با سختي هم همراه است. با فدا كاري هم همراه است. خدايا من تو را دوست دارم خوب پس ميدان را برايت فراهم مي‌كنم كه قرباني بدهي.

 

خداوند به سِر�' بنده خود نگاه مي‌كند. سِر�' با باطن فرق مي‌كند. سِر�' قسمتي از دورن ماست كه خودمان هم خبر نداريم. باطن جايي است كه خودمان مي‌بينيم. خداوند مي‌فرمايد من به سر بنده مؤمنم نگاه مي‌كنم هر چه باشد لباس مي‌كنم و تنش مي‌كنم. «ان خير فخير و ان شر فشر…» امتحان محل بيرون ريختن ما في الضمير است و چه مي‌داني كه چه پنهان كرده‌اي. آيت الله بهجت سخني گفته‌اند كه من وحشت مي‌كنم كه آنرا جدي بگيرم. ان شاءالله براي موعظه ما گفته‌اند. ايشان مي‌فرمايند: «ما همه مان شمر بالقوه‌ايم» چه دليلي دارد كه سر درون من چنين پستي‌اي را نداشته باشد!؟ موقع امتحان بيرون مي‌آيد. آقا اصلا امتحان براي انتخاب تو نيست تو انتخابت را كرده‌اي امتحان مي كنم تا رو بيائي. بيرون بريزي. اگر خوبي رو بيائي رشد كني، اگر بدي رو بيائي مايه عبرت ديگران بشوي. مي‌دانيد كه دارم چه مي‌كنم پشت صحنه كار را بگويم من اعتمادت را به همه اتفاقاتي كه بيرون خودت بود از بين بردم. آقا اين موفقيت مال من بود؟ نه آقا برنامه ريزي بكنم به نتيجه مي رسم؟ معلوم نيست و … با اين سخن آخر اعتماد شما به خودتان را هم از بين بردم. آقا اعتماد ما را به خودمان هم از بين مي‌بري چه كنيم؟ برو در خانه خدا بگو «الهي من لي غيرك». خدايا من هيچي ندارم، به هيچ چيز نمي توانم اعتماد كنم و تكيه كنم الا به تو.

 

در دعاي امام سجاد(ع) مي بيني او شب اول ماه مبارك رمضان دارد براي تمام شدن ماه رمضان گريه مي‌كند. اما شما نه! مي‌گويي من فرصت دارم امكانات دارم، عقل دارم برنامه‌ريزي مي‌كنم آن وقت اگر نشد يك يا خدا هم مي‌گويم. به چي مي‌خواهي اعتماد كني؟ آقا اميدت را به همه جا بريدم كه به خدا برسي. آن آقا كه در خانه كعبه به دنيا آمده پيامبر به مي‌گويد علي جان تو قسيم نار و الجنه هستي تو ميزاني. او به هيچ چيز اعتماد ندارد. ما به چه مي خواهيم اعتماد كنيم.

 

بعضي وقت‌ها به ما مي‌گويد مي‌خواهم انتخاب كني. بعضي وقت‌ها هم مي‌گويد انتخابت را كرده‌اي مي‌خواهم رو كنم. بروز بدهم. بگويم تو كي هستي؟ آنها كه انتخابشان را كردند كه امتحانشان تمام نمي‌شود. خدا مي داند كه ابراهيم(ع) قرباني را انتخاب مي‌كند اما خدا مي فرمايد كه مي خواهم نشانت بدهم به اهل عالم عزيز من. خدا مي داند كه حسين(ع) سر دو راهي نمي‌ماند.خدا مي فرمايد مي خواهم نشانت دهم به اهل عالم بيشتر از آن كه ابراهيم را نشان دادم. نمي‌دانم چرا خدا بنا دارد كه بنده‌هاي بدش هم خودشان را نشان بدهند. اجمالا هميشه استغفار كنيد خيلي استغفار كنيد. خدايا در سِر�' ما، در نهان ما هرچه خوبي هست تجلي بده طاقت امتحاناتش هم به ما بده. در سر ما اگر بدي هست بيا بگذر. خدايا ما طاقت امتحانت را نداريم، خدايا ما طاقت جلوي اميرالمؤمنين(ع) ايستادن را نداريم. خدايا ما را جزء آن شمرهاي بالقوه نگذار. خدايا من كلا غلط كردم.  تو ببخش. خدايا نخواهي يك وقت بدي ام را اثبات كني خودم اعتراف مي‌كنم. چرا مي گويند نصف شبها برويد استغفار كنيد. خدا از انتخاب‌هاي بد بنده‌اش در ضميرش باخبر است از آنها بدش مي‌آيد مي‌خواهد لباسش كند. شب مي‌آيد استغفار كند خدا مي‌گذرد.

 

بگذاريد داستاني برايتان بگويم تا مزه اعتماد به خدا را ببيني! حكم حرمت شراب آمده بود ولي جواني بالاي سرش خمره شراب گرفته بود مي‌آمد. به پيامبر(ص) برخورد كرد حضرت فرمود:  به به چه جواني داري براي كار مي روي آفرين. گفت: خدايا آبرويم را نبري‌. رسول خدا(ص) فرمود چه داري؟ گفت: عسل. پيامبر(ص) گفت: ببينم عسلت را؟! آقا اين ديگر مرد گفت هيچي نداشت جز خدا خدا دوست ندارم پيش پيامبر ضايع بشم! پيامبر(ص) در خمره را باز كرد پر از عسل بود. جوان افتاد زمين و مي گفت: خدايا ممنون خدايا شكرت. خدايا خمره شراب روي سر ما را به عسل تبديل كن خدايا! ما جلوي حسين ضايع نشيم! خدا در كربلا خواست حسينش را به عالم نشان بدهد

 

مرجع:pishraftpress