سايت تفريحي سرگرمي خبري خودرو دانلود خبر پرداز : فحش ناموسي در صفحه ليونل مسي
سه شنبه، 26 آذر 1392 - 20:20 کد خبر:23510

 

آيا تهاجم كاربران ايراني به صفحه ليونل مسي نشانه اي بر سقوط اخلاقي جامعه ايران است ؟

فحش ناموسي در صفحه ليونل مسي


به گزارش پارس به نقل از گل، در بازنشستگي شعارهاي قبيح قديمي ، اولين دو نفري كه در پاسخ به افسوس تماشاچي حريف در دربي ، هماهنگ فرياد زدند كه "..."، ديگراني را يافتند كه ابتكار آنها را بين المللي كردند.اين يك تقسيم ميتوزي ، ميوزي فراگير بود ؛ تكثيردر كسري از ثانيه. و فقط چند دقيقه زمان برد كه گروه مقابل هم همين كلمه را در چله گلو بگذارد و در انتظار اولين فرصت از دست رفته حريف ماند تا خطاب به هوادارانش صريح و قاطع بگويد:"..." . *

اين خيلي قبل تر از آن بود كه بچه هاي دهستان هاي ايران ، آي دي فيس بوكشان را فعال كنند و با هيجان قشنگ ترين عكس شان را روي صفحه شخصي بفرستند ؛ وقتي كه غريو 100 هزار حنجره ، نفس را در سينه آدم هاي فحش نشنيده حبس مي كرد . آنها ، در دوسوي ورزشگاه ، اتحادشان را به زبان آوردن هماهنگ تندترين لفظ جنسي همه تاريخ ، فرياد مي زدند . سالها بعد از اختراع شعار دو مصرعي "شيرسماور" ؛ كاربه جايي رسيده كه سماور گرامي و شيرش كه سهم داور خطاكار مسابقه بود ، در مقايسه با فحاشي هاي عمومي امروز به كلمات يك جمله پندآموز اخلاقي شبيه اند .

اين فحاشي عمومي همه گير ، از كالتهاي دربي ايران است . چيزي كه در نود دقيقه ، بي وقفه آن را خواهيد شنيد تا ديگر شرمي در وجود نماند . پس بي علت نيست كه مديران پخش جام جم يكي دو دقيقه بعد از آغاز مسابقه صداي زمينه را مي بندند تا مثلا اين سيل سياه ، به خانه هاي مردم سرازير نشود . والبته اين ، محكم ترين و قاطع ترين واكنش در قبال اين رفتار بوده است . رفتاري هرگز مورد تقبيح قرار نگرفته است ؛ الا تا امروز كه تايپ كردن الفاظ غيرمودبانه در صفحه فيس بوك مسي ، ايراني ها را به صرافت پاسداري از وجهه جهاني خود انداخته است . پس جز اينكه اهالي فرهنگستان ادب در ملاقات با وزير ورزش بابت اين رويكرد عمومي در فيس بوك از وي توضيح خواسته اند ، هزاران هزار در صفحه هاي شخصي در استتوس هاي پابليك ، به انتقاد از ديگراني پرداخته اند كه "آبروي ايران را مي برند" و البته جمشيد مشايخي ، در برنامه نود به شانه مسي بوسه مي زند و از وي عذر مي خواهد و تاكيد مي كند: "اين ها ايراني نبودند"!

بله ، بي خود نبود كه (كاسبها)مي گفتند : چيزي كه نوشته نشده وجود ندارد " . و البته بسيار هم شنيده ايم كه " فحش باد هواست ." با اين وصف ، شايد ، جامعه ايران ، نياز به اين كارزار نوشتاري داشت تا با خود رو در رو شود . با چيزي ، كه احتمالا بسيار دورتر از آموزه هاي اخلاقي ، ديني و عرفي ماست . اما در حالي كه جامعه شناس ها و اساتيد اخلاق عمومي ، در بزنگاه تيتر اول شدن پديده فحاشي غايب به نظر مي رسند ، بايد به چند سئوال مهم پاسخ داد :

1- چه ارتباطي بين اخلاق عمومي و اتفاقاتي از اين دست ، رخ داده در فضاي غير رسمي و مجازي وجود دارد ؟

2- سن و سال آنها كه روي ديوار مسي ، به وي فحاشي كرده اند ، شاخص مهمي هست يا نه ؟

3- چند نفر از ايشان ، به مسي و بارسلونا علاقه دارند و از طرفداران اويند و چقدر از اين جمع ، به اردوي مخالف ، كريس رونالدو ورئال مادريد متعلق اند. در واقع ، آيا داشتن نيات انتقام جويانه ، نكته مهمي در اين ماجرا هست ؟ و نكته ديگر ، اينكه اگر از جمع فحاش ها دوستداران او هم همراه اين موج شده اند ، سر به كدام بيايان بگذاريم؟

4- آيا ، احساسات ملي گرايانه و رقابت جويانه در جام جهاني آينده نيز عامل فحاشي به بازيكن ارژانتيني بوده يا نه ؟

5- فحاشي در صفحه رسمي مسي در فيس بوك كدام بخش از روح پيچيده ما را نوازش مي دهد ؟ فرايند لذت بردن از اين كار ، به دليل ابراز وجود كاربر است يا نفس عمل ( كه يك فعل غيراخلاقي است) به خودي خود باعث لذت مي شود ؟

6- جامعه ، به عنوان يك مفهوم كلي، تا چه حد از فحاشي در فضاي مجازي آسيب مي بيند ؟

7- آيا آن طور كه ما فكر مي كنيم ، حمله به صفحه مسي يا فرناندا ليما، مجري برنامه قرعه كشي جام جهاني ، به تصوير ما در انظار بين المللي لطمه وارد مي كند؟

8- از نظر تعداد ، مهاجمان به صفحه مسي در حدي هستند كه بشود رفتار آنها را به جامعه ، با اندازه بزرگ فعلي ، تعميم داد و مرتبط كرد؟ اگر بشود ، اين شاخص چه تاثيري در تصوير كلي جامع ه شناسان از اوضاع اخلاقي فعلي در ايران دارد؟

9- آيا توجه رسانه اي به اين ماجرا تاثيري ( مثبت يا منفي ) در اين روند مي گذارد ؟

10- آيا ، فحاشي به مسي توسط فوتبالدوست ها انجام شده يا همه اقشار در آن دخيل بوده اند ؟

11-آيا مي شود اين فحاشي را با شعارهاي استاديومي مقايسه كرد و آنها را ناشي از هيجان هاي لحظه اي دانست ؟

12- آيا كليت موضوع جدي و در حد پرداخت و تحقيق و مطالعه هست يا نه ؟

13- چه ميزان تشابه بين ونداليزم و اين نوع رفتار در فضاي مجازي وجود دارد؟

14- و...

اما نكته قابل بحث ديگر ، فيس بوك ... رسانه اي كه هنوز بازبين هاي نشريات محافظه كار ،خوشباورانه ، نامش را خط مي زنند و از عنوان شبكه هاي اجتماعي به جاي اين رسانه غول آسا استفاده مي كنند (تا مبادا مردم به گناه آلوده شوند.) اما چندسال بعد از وحشت سوء استفاده سياسي ، اگرچه فيس بوك را با تحليل هاي باسمه اي تحت لواي تهاجم فرهنگي رانده اند اما اين پديده ، بخشي از زندگي ماست ؛ آن قدر كه به ما امكان مي دهد خود را با مسي رودررو ببينيم و برايش پيامي بگذاريم يا جفت پايي بگيريم . آن قدر كه پربيننده ترين برنامه صداوسيما تعارف را كنار بگذارد و از صفحاتش پرينت اسكرين بگيرد و مجري برنامه عادل فردوسي پور ، از مردم بخواهد بروند كامنتهايشان را پاك كنند . شايد جالب باشد بدانيد فردوسي پور ، مثل اكثر مجريان پرهوادار صداوسيما به دلايل احتياط آميز ، صفحه اي در فيس بوك ندارد. آنها نه از بابت دردسرهايي مثل حمله سايبري هم وطنان كه به دلايل احتياطي و حراستي اقدام به اين كار نمي كنند ... اگرچه تابوي فيس بوك بالاخره شكسته مي شود . حتي شايد به يمن اتفاقاتي از اين دست ، روي ناجور و البته شايد طبيعي زندگي مجازي . عين زندگي حقيقي ما در اين شهر شلوغ درندشت ؛ بي اعصاب و ... فحاش.