سايت تفريحي سرگرمي خبري خودرو دانلود خبر پرداز : خداحافظي تلخ شاهرخ استخري با بازيگري؟ +عكس
چهارشنبه، 4 دی 1392 - 14:35 کد خبر:24059

 

 
شايد خيلي ها فكر كنند شاهرخ استخري يكي از آن بازيگراني است كه راه صدساله را يك شبه طي كرده اما واقعيت اينطور نيست و شاهرخ راه رسيدن به شهرت را پله پله و به مرور طي كرده است.
 

مجله اينترنتي برترين ها





مجله خانواده سبز:
 شايد خيلي ها فكر كنند شاهرخ استخري يكي از آن بازيگراني است كه راه صدساله را يك شبه طي كرده اما واقعيت اينطور نيست و شاهرخ راه رسيدن به شهرت را پله پله و به مرور طي كرده است. او كه فعاليت بازيگري خود را با بازي در تله فيلم «تلخون» آغاز كرد با بازي در سريال «دلنوازان» و «فاصله ها» به شهرت و محبوبيت خوبي بين مخاطبين جعبه جادويي دست پيدا كرد. شاهرخ امااين روزها كم كارتر از گذشته شده و با وسواس بيشتري پيشنهادهايش را بررسي مي كند تا به قول خودش بتواند در نهايت به اتفاقي كه دوست دارد، دست پيدا كند. چندي پيش شبكه «آي فيلم» سريال «دلنوازان» را بازپخش كرد تا يك بار ديگر و بعد از چهار سال خاطره يك سريال در ذهن مخاطبين تلويزيون زنده شود. به اين بهانه پاي صحبت شاهرخ استخري نشستيم تا از حال اين روزهايش برايمان بگويد...

«دلنوازان» بعد از چهار سال از شبكه آي فيلم پخش شد و باز هم توانست مخاطبان زيادي را پاي تلويزيون بكشاند. فكر مي كني ويژگي اين سريال چه بود كه مردم باز هم توانستند با آن ارتباط خوبي برقرار كنند؟

- اين سريال يك مقدار براي مردم حالت نوستالژي داشت. ما ايراني ها انسان هاي خاطره بازي هستيم و فكر مي كنم اين خاطره بازي در مورد «دلنوازان» اتفاق افتاد و مردم دوباره به آن اقبال خوبي نشان دادند. فكر مي كنم مهمترين ويژگي اين سريال اين بود كه آقاي سهيلي زاده (مثل آثار ديگرشان كه چهره هاي جديدي را به مردم معرفي مي كنند)، شش جوان با انرژي را كه همه آنها انگيزه زيادي براي ديده شدن داشتند دورهم جمع كرده بودند. در اين پروژه هيچ دلخوري و نارضايتي وجود نداشت و همه چيز براي ساخت يك مجموعه خوب فراهم بود.

مدتي است كه سريال هاي تلويزيوني با استقبال چنداني روبرو نمي شود، فكر مي كني ويژگي «دلنوازان» يا «فاصله ها» چه بود كه اينقدر مورد توجه قرار گرفت؟

- يكسري فرمول ثابت شده وجود دارد كه اگر در هر سريالي از آن استفاده شود، احتمال بيشتري براي جذب مخاطب دارد و سريال مورد توجه مخاطب قرار مي گيرد. در دنيا مرسوم است كه وقتي مي خواهند سريال جديدي را توليد كنند، از چهره هاي جديد استفاده مي كنند كه آقاي سهيلي زاده اين كار را در آثارشان انجام مي دهند، ضمن اينكه فضاسازي آقاي سهيلي زاده هم در اين مسير بي تاثير نيست و ايشان به بخش نمايشي بودن و مخاطب پسند بودن كار دقت زيادي دارند.



وقتي به گروه بازيگران جوان «دلنوازان» نگاه مي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه هر يك از بازيگران اين سريال مسير متفاوتي را براي زندگي حرفه اي خود انتخاب كردند. به نظر مي رسد مسيري كه تو انتخاب كردي، نسبت به بقيه دوستانت متفاوت تر است. قبول داري؟

- به نظرم يك بخشي از ماجرا مسيري است كه تو به صورت ناخودآگاه در آن قرار مي گيري و بخشي از آن هم انتخابي است كه تو به عنوان بازيگر انجام مي دهي! اولين اتفاقي كه براي بازيگري كه در يك سريال پربيننده بازي كرده مي افتد، اين است كه بخشي از سينما كه بيشتر به فروش فكر مي كنند به سراغ او مي آيند و او را به تكرار نقش هاي مشابه قبلي وادار مي كنند. البته من سعي كرده ام تا حد ممكن از تكرار دوري كنم.

تو براي شروع در سينما، در كار كارگرداناني حضور پيدا كردي كه بيشتر به عنوان سازنده فيلم هاي تجاري معروف بودند...

- ببين يك زماني بود كه وقتي مي خواستم براي بازي در تلويزيون قرارداد ببندم مي گفتند شما كه سينمايي بازي نكرده اي، پس به ما تخفيف بده! از طرف ديگر وقتي براي بازي در فيلم سينمايي هم پاي قرارداد مي نشستم مي گفتند شما كه كار اولت هست، پس بي زحمت يك مقدار فيتيله را بكش پايين! اين در حالي بود كه در همان ايام من چند پيشنهاد سينمايي را رد كرده بودم تا بتوانم با يك نقش خوب وارد سينما شوم. به همين دليل وقتي ديدم از هر دو طرف تحت فشار هستم، تصميم گرفتم از بين پيشنهادهاي سينمايي كه به دستم رسيده بود، يكي را انتخاب كنم. در نهايت فيلم هايي مثل «چك»، «پس كوچه هاي شمرون» و ... را در سينما تجربه كردم كه كه فكر مي كنم هر كدام از اين فيلم ها يكي از متفاوت ترين آثار سازندگان آن به حساب مي آيد.

اما الان به نظر مي رسد در سينما كم كارتر از گذشته شده اي و هر پيشنهادي را قبول نمي كني...

- مسيري كه در موردش صحبت كرديم، راهي است كه به نتيجه رسيدن در آن مستلزم صبر است.

براي بازي در سينما فقط به نقش يك فكر مي كني؟

- نه واقعا اينطور نيست اما متاسفانه هنوز حتي نقش كوتاهي كه من را براي بازي ترغيب كند، پيشنهاد نشده!

پيش از شما بازيگراني مثل شهاب حسيني بودند كه از تلويزيون به شهرت رسيدند و در سينما اتفاقات خوبي برايشان افتاد. با توجه به شناختي كه از تو دارم و صحبت هايي كه در اين شش سال با هم داشته ايم، چرا تو در جايگاهي كه هميشه مي خواستي نيستي؟

- خيلي سوال سختي است. گاهي به اين فكر مي كنم شايد هنوز زود است و نبايد عجله كنم. گاهي هم فكر مي كنم شايد ديگر اتفاقاتي كه از اول به آن فكر مي كردم، هيچ وقت برايم نخواهد افتاد. ببين فكر مي كنم اين خيلي مهم است كه تو با چه كاري معرفي و ديده شوي. مثلا يك بازيگر كارش را با يك سريال روتين شبانه آغاز مي كند و ديده مي شود، يك نفر ديگر با بازي در نقش اصلي يك فيلم سينمايي ديده مي شود و ... اين شروع بازيگر را در كانالي قرار مي دهد كه او بايد از اين مسير براي رشد خود استفاده كند. جايي كه من كارم را آغاز كردم، يك نقش در تله فيلم تلخون عليرضا اميني، يك نقش كوتاه در سريال سامان مقدم بود، بعد هم در داداشي و بعد هم نقش اول يك سريال شبانه ... (سكوت چند دقيقه اي شاهرخ)

نمي خواهي صحبت هايت را ادامه دهي؟

- راستش حس مي كنم يك نوع ياركشي در سينماي ما وجود دارد كه در سينماي دنيا نيست. مثلا وقتي فيلمي مثل هانگر گيم توليد مي شود، همراه خود ستاره جواني مثل جنيفر لارنس را شكل مي دهد. آنها چنين ستاره اي را به وجود مي آورند و بعد از چند وقت فيلمي به آن پيشنهاد مي شود كه با بازي در آن اسكار را تصاحب مي كند و در ادامه مي آيند وهانگر گيم 2 را با بازي او مي سازند كه در هفته اول اكران، به فروش افسانه اي 158 ميليون دلار دست پيدا مي كند يادمان باشد فيلمي كه نسخه 2 آن ساخته مي شود قطعا فيلمي است تجاري! پس براي بازيگر، بازي در سينماي تجاري يا جايزه بگير منافاتي ندارد. اين يعني سينما، اول ستاره مي سازد و بعد از آن استفاده مي كند. متاسفانه در سينماي ما اين اتفاقات خيلي سخت مي افتد.

چطور؟

- ببين يك اتفاقي براي بازيگر جواني مي افتد و عده اي او را براي بازي در يك سريال دوست دارند. در اين حالت شما مي توانيد انگ تلويزيوني بودن به او بچسبانيد، او را چهار سال رها كنيد، طوري كه مردم به طور كلي او را فراموش كنند و يا در مقابل مي توانيد او را حمايت كنيد و از اين بازيگر جوان يك ستاره بسازيد كه در ادامه به روند كلي سينما كمك كند. متاسفانه ما در سينماي مان نه تنها چيزي به نام ستاره سازي نداريم بلكه عادت به ستاره سوزي داريم. بازيگران زيادي بوده اند كه ثابت كرده اند اگر فرصت لازم را به دست بياورند مي توانند در سينماي غيربدنه هم درخشش خوبي داشته باشند. بازيگراني كه نشان دادنداگر يك كارگردان خوب باشد كه با آنها خوب كار كند مي توانند موفق باشندو همينطور هم شد و توانستند با درخشش در نقش هايي كه برعهده داشتند، كانديد شوند.

فكر مي كني اهالي سينماي هنري تو را غريبه مي دانند؟

- شايد هم بيشتر از يك غريبه! اين در حالي است كه خيلي وقت ها آدم هايي كه در سينماي بدنه كار مي كنند هم بازيگراني كه بيشتر در سينماي هنري حضور دارند را غريبه مي دانند. به شخصه فكر مي كنم هيچ كدام از اين دسته بندي ها درست نيست. سينماي بدنه به بازي بازيگران خوب احتياج دارد و سينماي هنري هم به فروش خوب نياز دارد. (سكوت چند لحظه اي شاهرخ) البته در سال هاي اخير سينماي هنري نشان داده كه بدون ستاره هم مي توان به موفقيت رسيد.

اصلا موفقيت يك فيلم به نظرات يعني چه؟

- به نظرم اين موضوع دو بخش دارد. بخش اول كه اهميت زيادي هم دارد موضوع صنعت سينماست كه بايد ببينيم براي يك فيلم چقدر هزينه شده و در نهايت چقدر فروش داشته! فكر مي كنم با قياس اين اعداد مي توانيم در مورد موفقيت يك فيلم در اين بخش نظر دهيم. بخش ديگر اين است كه شما يك فيلم خوب با ارزش هنري قابل قبول مي سازيد و مخاطب دوست دارد بارها آن را تماشا كند كه اين هم از نظر من موفقيت است. قبلا دوست دارم اين نوع فيلم ها هم به فروش بالايي دست پيدا كنند. فروش هاي ميلياردي امروز در مقابل فروش فيلمي در روزگار قديم كه از بين يك ميليون و دويست هزار نفر جمعيت آن زمان تهران، يك ميليون نفر در سينماها به تماشاي آن نشسته اند، چيزي جز يك شوخي نيست.


در اين مدت كه كم كارتر از گذشته شده اي، فيلم ها و سريال هاي متعددي را رد كرده اي، از فراموشي نمي ترسي؟

- خيلي ها من مي گويند كه هر چه بيشتر كار كني و جلوي چشم باشي، موفق تري و كم كم پيشنهادي بهتر هم خواهي داشت. اما من هيچ وقت نتوانسته ام خودم را به اين راضي كنم در كاري بازي كنم كه آن را دوست ندارم. شايد اين فراموشي كه مي گويي اتفاق بيفتد اما اين امكان وجود دارد كه بعد از مدتي، دوباره با يك كار خوب و با قدرت بازگشت.

اصلا چرا لابي نمي كني و از رابطه هاي مرسوم سينمايي استفاده نمي كني تا به يك نقش خوب برسي؟

- از آنجايي كه لابي خاصي ندارم و فرمول هايي از اين جنس را بلد نسيتم، بايد بنشينم و دعا كنم بخشي از سينما كه فيلم هايشان را صرفا براي فروش نمي سازند، من را قبول كنند. شايد صبري كه امروز به خرج مي دهم باعث شود يك روز نظر اين دوستان عوض شود.

و در اين يكي دو سال كارهايي را هم انتخاب كرده اي كه به نظرم اشتباه بوده ...

- ... شايد در بين كارهايي كه كردم اشتباه هم وجود داشت اما اين را مطمئن باش در كارهايي كه انتخاب نكردم اشتباه نبوده، آسيب رواني و ذهني كه بيكاري در حرفه ما با خود به همراه دارد از ترس فراموش شدن هم بدتر است. تو هر چقدر هم در زمان بيكاري روي خودت كار كني (كتاب خواندن، فيلم ديدن، ورزش كردن) باز هم حس مي كني كه بيكاري و اين براي مرد سخت است. حتي بي پول هم به اندازه كم كاري سخت نيست. در شروع كار، ويترين خيلي برايم مهم بود. مثل اوايل سعي مي كردم ماشين خوبي سوار شوم اما امروز ديگر برايم مهم نيست كما اينكه الان يك سال است ماشين ندارم. به هر حال شرايط سخت است. در اين چند سالي كه در تلويزيون كار نكرده ام، شايد به اندازه درآ»دي كه براي بازي در «فاصله ها» كسب كردم هم درآمد نداشته ام. البته دلاري اش را حساب كن (خنده). اما به هر حال اين راهي است كه خودم انتخاب كرده ام.

اين يعني تو همه اين سختي ها را قبول كرده اي كه اتفاقات بهتري در زمينه بازيگري برايت بيفتد ...

- ان شاءالله، اميدوارم زودتر در مسير رسيدن به اهدافم قرار بگيرم.

چند هفته پيش تو را در كنار علي ضياء براي كمك به كارتن خواب هاي تهران ديدم، اين يعني مشكلي كه بين شما به وجود آمده بود، حل شده؟

- مشكل و كدورتي بين ما نبوده و نيست و آن مسئله هم خيلي زود حل شد. چند بار بنا بود با علي قرار بگذاريم و يكديگر را ببينيم تا اينكه در نهايت يكي از سه شنبه شب ها به دعوت علي به جمع كارتن خواب هاي تهران رفتيم... حس عجيبي بود. فضاي آنجا طوري است كه انسان را به فكر فرو مي برد. به منطقه اي در نزديكي اتوبان آزادگان رفتيم و بعد از 300-200 متر پياده روي به چند نفر رسيديم كه از سرماي اين روزها به يك پيت آتش پناه برده بودند. به شخصه تا مدت ها از اين كه بگويم زندگي ام سخت است و مشكل دارم خجالت مي كشيدم. بچه هاي موسسه طلوع هر هفته سه شنبه ها نزديك به 3 هزار عدد غذاي گرم را بين كارتن خواب هاي تهران تقسيم مي كنند و براي نجات آنها از اعتياد و برگرداندن آنها به زندگي تلاش مي كنند.

پس هر سه شنبه آنجا هستي؟

- ... تلاشم را مي كنم كه اين اتفاق بيفتد. حتي از علي خواسته ام كه هر هفته اين موضوع را يادآوري كند.


سال گذشته علي ضياء در برنامه اينجا شب نيست راديو جوان خبر ازدواج تو را اعلام كرد و اين موضوع را به تو تبريك گفت. ظاهرا از اين بابت از علي ناراحت بودي، درسته؟

- خودتت مي داني كه من علي ضياء را از زماني كه «گزينه جوان» را اجرا مي كرد دوست داشتم. وقتي اين ماجرا اتفاق افتاد و مطلع شدم علي در برنامه اعلام كرده، ناراحتي ام از اين نبود كه چرا علي تبريك گفته، از اين ناراحت بودم كه وقتي من راجع به مسئله اي كه در زندگي شخصي ام اتفاق افتاده صحبت نكرده ام، شايد به اين معناست كه نمي خواهم آن را رسانه اي كنم و يا حداقل ترجيح مي دادم اين موضوع در جاي درست خودش و از طريق خودم اطلاع رساني شود. ناراحتي من فقط همين بود.

تولد دخترم

نگاهت نسبت به آينده چطور است؟

- با تغييراتي كه اين اواخر در زندگي ام به وجود آمده، مثل به دنيا آمدن دختري كه خدا بهم هديه داده، نسبت به قبل در مورد آينده خيلي نگران تر هستم. من اصلا اينطوري نبودم، نگران داشتن و نداشتن نبودم اما الان ديگر يك مقدار ماجرا فرق دارد. آنهايي كه بچه دارند مي دانند كه بچه غرور آدم را مي شكند...

چطور؟

- به هر حال يكي به دنيا آمده كه تو براي لبخندش حاضري هر كاري انجام بدي!

حرفي مانده كه برايمان بگويي؟

- عجله ندارم، اما اميدوارم يك روزي اتفاقي كه مد نظرم است در سينما برايم بيفتد و مجبور نشوم وداع تلخي با اين حرفه داشته باشم.

كاش مردم بازيگران سينما را انتخاب مي كردند

... متاسفانه نظر مردم در انتخاب بازيگران سينما كمرنگ است. متاسفانه روابط يك مقدار جاي ضوابط را گرفته است كه اين موضوع دردناكي است. تو من را مي شناسي و مي داني در اين حرفه دوست و و رفيق زيادي ندارم، دروغ نمي گويم و از چيزي جز حق دفاع نمي كنم. يك مقدار دلم پر است و شايد حرفي بزنم كه براي برخي ها خوشايند نباشد. بگذريم ...